السيد موسى الشبيري الزنجاني

6287

كتاب النكاح ( فارسى )

12 - فيض كاشانى در وافى 13 - مجلسى اول در روضة المتقين 14 - شيخ حر عاملى در وسائل الشيعة 15 - صاحب رياض در رياض المسائل 16 - صاحب حدائق در حدائق 17 - شيخ انصارى در نكاح ج ) ذكر قائلين به قول سوم قول سوم اين بود كه ؛ اگر سقوط ارث را شرط بكنند ، ارثى نخواهد بود و الا ارث ثابت مىشود و قائلين به آن عبارتند از : 1 - سيد مرتضى در انتصار و ميافارقيات ، بلكه در انتصار ادعاى « من مذهبنا كذلك » يعنى اين از مذهب ماست ، نموده است ، با اينكه قبل از او استادش شيخ مفيد ، دعواى اجماع بر عدم ارث بدون شرط ثبوت ارث ، كرده است . 2 - حسن بن ابى عقيل ، كه از او نيز اين قول نقل شده است . 3 - شيخ كلينى - ظاهراً - ؛ چرا كه ايشان ، اگر چه هر سه قسم از روايات باب ميراث را عنوان كرده است ، لكن در ابتداء روايات « لا ميراث » ، « لا يتوارثان » و « اشترطا او لم يشترطا » را آورده است ، سپس روايت تفصيل بين اشتراط و عدم اشتراط را ذكر نموده است و در آخر مىگويد كه ؛ يك روايت ديگرى هم هست كه مىگويد كه چه شرط بكند و چه شرط نكند ، ارث نمىبرند ، و اين روايت را با « روى » نقل نموده است ولى دو روايت قبلى را با سند آورده است ، و به احتمال قوى ظاهر كافى اين است كه مىخواهد ، فتواى سيد مرتضى را بگويد ؛ كه چه شرط كند ارث را ، يا شرط نكند ، طبعا ارث هست ، بله اگر سقوط ارث را شرط كرده باشد ، ارث نخواهد بود . بالاخره : نتيجه بحث اين شد كه ؛ اقرب به نظر ما همان قول شيخ طوسى است كه